حاج ملا هادي السبزواري

147

شرح مثنوى

( ( 2316 ) ) ترّهات از دعوى و دعوت مگو * رو سخن از كبر وز نخوت مگو ن 115 7 - ك 47 34 ترّهات : به وزن امهات ، بىهوده و جزاف . ( ( 2321 ) ) گفت پيغمبر قناعت چيست گنج * گنج را تو وا نمىدانى ز رنج ن 115 12 - ك 48 1 گفت پيغمبر : اشارت است به قول آن حضرت ( ص ) ، كه : « اَلقَناعَةُ كَنزٌ لا يَنفَد » ( 1 ) ( ( 2322 ) ) اين قناعت نيست جز گنج روان * تو مزن لاف اى غم و رنج روان ن 115 13 - ك 48 2 گنج روان : نام گنج قارون است . و مراد از روان ثانى ، روح است . ( ( 2325 ) ) با سگان از استخوان در چالشى * چون نيى اشكم تهى در نالشى ن 115 16 - ك 48 3 چالش : به چ فارسى . جنگ و جدل . ( ( 2329 ) ) چون كه عقل تو عقليهء مردم است * آن نه عقل است آن كه مار و كژدم است ن 115 20 - ك 48 5 عقليه : از عقال است ، كه پاى بند شتر است . ( ( 2338 ) ) نام حقم بست نى آن راى تو * نام حق را دام كردى واى تو ن 116 7 - ك 48 10 نام حق را دام كردى واى تو : چه بايد نام حق به محض ياد حق باشد نه وسيلهء چيزى بلكه همه چيز وسيلهء ياد حق شود . بيت : هر كه نه گويا به تو خاموش به هر چه نه ياد تو فراموش به قال الله تعالى : * ( وَلَذِكْرُ الله أَكْبَرُ 29 : 45 . ( 2 ) ( ( 2341 ) ) زن از اين گونه خشن گفتارها * خواند بر شوى جوان طومارها ن 116 10 - ك 48 11 خش : درشت . ( ( 2351 ) ) ور گدا گويد سخن چون زر كان * ره نباشد كالهء او در دكان ن 117 1 - ك 48 19 در دكان : يعنى در دلها مقبول نيست . ( ( 2353 ) ) ز انكه درويشان و راى ملك و مال * روزيى دارند ژرف از ذو الجلال ن 117 3 - ك 48 20 روزيى دارند : كه آن مشاهدهء جمال ذى الجلال است . و از مقالات شيخ محيى الدين است در

--> ( 1 ) نهج البلاغه كلمات قصار شماره 57 : القناعة مال لا ينفذ . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء عنكبوت ، آيه 45 .